آخرین به روز رسانی

15 ژوئن 2020

سازمان مطبوع

نامعلوم

جنسیت

زن

قومیت

نامعلوم

مذهب

مسلمان

استان

تهران

شغل

خبرنگار

حکم دادگاه

نامعلوم

وضعیت

در تبعید

مقام تعقیب کننده

وزارت اطلاعات

اتهام

اقدام علیه امنیت ملی

تاریخ تولد

1356

نعیمه دوستدار در تبعید

اواخر دی‌ماه سال 1388 زمانی که نعیمه داخل سالن هواپیما نشسته بود و قصد داشت برای آغاز همکاری با رادیو فردا از کشور خارج شود سفرش با حضور ماموران متوقف شد.
مرا به بهانه‌ای دروغ به دادگاه انقلاب کشانده و دستگیر کردند و بعد برای بازرسی منزل، به خانه رفتند. بازرسی همراه با توهین و تحقیر اعضای خانواده‌ام بود و سرانجام مرا با چشم‌های بسته به اوین بردند. بعدها متوجه شدم که همان روز و همزمان با دستگیری من تعداد دیگری از روزنامه‌نگاران در یک پروژه مشترک از سوی وزارت اطلاعات ایران دستگیرشده‌اند.

دقایق آخر و درست زمانی که هواپیما قصد برخاستن از زمین را داشت نیروهای امنیتی وارد هواپیما شده و پاسپورتش را توقیف کردند، این روزنامه‌نگار ممنوع‌الخروج شد و دو هفته بعدازاین اتفاق  در تاریخ هفدهم  بهمن‌ماه دستگیر شد.

نعمیه دراین‌باره می‌گوید : مرا به بهانه‌ای دروغ به دادگاه انقلاب کشانده و دستگیر کردند و بعد برای بازرسی منزل، به خانه رفتند. بازرسی همراه با توهین و تحقیر اعضای خانواده‌ام بود و سرانجام مرا با چشم‌های بسته به اوین بردند. بعدها متوجه شدم که همان روز و همزمان با دستگیری من تعداد دیگری از روزنامه‌نگاران در یک پروژه مشترک از سوی وزارت اطلاعات ایران دستگیرشده‌اند. 

 در مدت بازداشت، در یک سلول انفرادی تنگ و کثیف نگه‌داری می‌شدم، جایی که به دلیل شلوغی زندان اوین، گاه در هر سلول سه تا چهار نفر زندانی بودند. در داخل سلول حتی ابتدایی‌ترین لوازمی را که معمولاً به زندانیان می‌دهند به ما ندادند و در تمام مدت بازداشت، من با همان لباسی که بازداشت‌شده بودم زندگی کردم و امکان عوض کردن لباس و شست‌وشو نداشتم. زندانبان‌ها برای دادن نوار بهداشتی و صابون پول می‌خواستند و برای دسترسی به بهداری زندان، باید ساعت‌ها التماس می‌کردی و منتظر می‌ماندی. پزشک زندان در مقابل تقاضای مسکن و آرام‌بخش‌های ساده، قوی‌ترین داروهای خواب‌آور و روان‌گردان را تجویز می‌کرد تا جایی که یکی دو بار براثر عوارض داروها تعادل جسمی و روحی‌ام را از دست دادم. به‌جز موارد معدود، امکان تماس با خانواده و استفاده از هواخوری را هم نداشتم. 

بازجویی‌ها فشرده و همراه با فشار سنگین روانی بود. گاه ساعت‌های طولانی بازجویی می‌شدم و گاه چند روز بدون آن‌که کسی سراغم بیاید رها می‌شدم. در بازجویی‌ها تلاش می‌کردند مرا به ارتباط با خارج از کشور متهم کنند و از ارتباطم با سایر روزنامه‌نگاران و همکاران اطلاعات کسب کنند. متوجه شدم که از پیش ایمیلم را در اختیار داشته‌اند و مکاتباتم را ثبت کرده‌اند. علاوه بر فعالیت‌های رسانه‌ای،  درباره تعلقم به جنبش سبز، حضورم در تجمعات و نوشته‌های وبلاگم بازجویی می‌کردند و این بازجویی‌ها همراه با تهدید به افشاگری، تهدید آینده شغلی و خانوادگی‌ام بود. رفتار بازجوها همراه با خشونت بود؛ هرچند ازنظر فیزیکی به من آسیبی نرساندند اما بارها مرا زیر فشار روانی گذاشتند.

پس از یک ماه بازداشت، 19 اسفند 88 با قرار وثیقه آزاد شدم و پس‌ازآن، بیش از یک سال، درحالی‌که باردار بودم، همچنان بازجویی می‌شدم و حکم ممنوع‌الخروجی‌ام تمدیدشده بود. درنهایت، با پیگیری‌های شبانه‌روزی،  پیش از آن‌که حکمی دریافت کنم، توانستم پاسپورتم را که از سوی شعبه دیگری توقیف‌شده بود بگیرم و از کشور خارج شوم.

او با روزنامه جام جم، گروه مجلات همشهری و رادیو فرهنگ همکاری داشت

نعیمه دوستدار هم‌اکنون در مالموی سوئد به‌عنوان نویسنده و روزنامه‌نگار مشغول به فعالیت اجتماعی است.

 

لطفا یک آدرس ایمیل معتبر وارد کنید