آخرین به روز رسانی

24 ژوئن 2021

سازمان مطبوع

کانون نویسندگان ایران

جنسیت

مرد

قومیت

فارس

مذهب

مسلمان

استان

تهران

شغل

هنرمند

حکم دادگاه

بدون حکم- سوقصد به جان

وضعیت

در تبعید

مقام تعقیب کننده

وزارت اطلاعات

اتهام

نامعلوم

تاریخ تولد

1325/6

محل تولد

تهران

مسعود توفان در تبعید

«مسعود توفان» شاعر، نویسنده و مترجم ایرانی است.  او یکی از امضاکنندگان بیانیه معروف «۱۳۴ نویسنده» در سال 1373 در اعتراض به سانسور و خفقان در ایران بود.

این بیانیه که به متن «ما نویسنده‌ایم» هم مشهور است، نامه سرگشاده ۱۳۴ نویسنده، شاعر، نمایشنامه، فیلمنامه‌نویس، محقق و مترجم ایرانی است که در سال ۱۳۷۳ خواستار «آزادی اندیشه، بیان و نشر آثار» شده و به سانسور اعتراض کرده بودند.

مسعود توفان، یکی از اعضای کانون نویسندگان و یکی از امضاکنندگان این نامه بود. در قسمتی از این بیانیه آمده است: «هنگامی که مقابله با موانع نوشتن و اندیشیدن از توان و امکان فردی ما فراتر می‌رود، ناچاریم به‌صورت جمعی-صنفی با آن روبرو شویم، یعنی برای تحقق آزادی اندیشه و بیان و نشر و مبارزه با سانسور به شکل دسته‌جمعی بکوشیم. به همین دلیل معتقدیم: حضور جمعی ما، با هدف تشکل صنفی نویسندگان ایران متضمن استقلال فردی ماست. زیرا نویسنده در چگونگی خلق اثر، نقد و تحلیل آثار دیگران، و بیان معتقدات خویش باید آزاد باشد.»

پس از انتشار این بیانیه، بسیاری از امضاکنندگان با بازداشت، شکنجه، تهدید و ممنوعیت از نویسندگی مواجه شدند.

مسعود توفان در سال 1375 و در ماجرای «اتوبوس ارمنستان» هم جزو نویسندگان و روشن‌فکرانی بود که به جانش سوقصد شد. ماجرای اتوبوس ارمنستان یکی دیگر از موارد مطرح در پرونده «قتل‌های زنجیره‌ای ایران» است. در این عملیات ناموفق که در ۱۶ مرداد ۱۳۷۵ رخ داد، وزارت اطلاعات دولت «اکبر هاشمی رفسنجانی» قصد داشت تا تعداد زیادی از چهره‌های فرهنگی کشور را یک‌جا به قتل برساند.

اتحادیه نویسندگان ارمنستان از اعضای کانون نویسندگان ایران دعوت کرده بود تا جهت تبادل فرهنگی و برگزاری جلسات شعر و گفت‌وگوی مطبوعاتی، به مدت 3 روز به این کشور سفر کنند. از آن جا که پرواز تهران به ایروان در آن زمان فقط هفته‌ای یک بار برقرار بود و امکان اقامت یک هفته‌ای نیز وجود نداشت، انجام مسافرت با اتوبوس مطرح شد. «غفار حسینی» از اعضای کانون نویسندگان ایران همان زمان به ماجرا مشکوک شد و به صراحت گفت «همه‌تان را می‌فرستند ته دره» اما دیگران به حرف او توجهی نکردند.

۲۱ چهره فرهنگی سوار از جمله مسعود توفان، با اتوبوسی به رانندگی «خسرو براتی» که بعدها مشخص شد مامور وزارت اطلاعات ایران بوده، راهی ارمنستان شدند. نزدیک صبح مسافران ناگهان متوجه شدند که اتوبوس بر سر یکی از پیچ‌ها توقف کرده و راننده نیست. او را کمی دورتر دیدند که ایستاده است و گفته خوابم برد، ترسیدم و پیاده شدم.

در این هنگام نویسندگان دو نفر از مسافران نزدیک راننده نشستند تا او را زیر نظر بگیرند. پس از حدود ۴ متر حرکت، راننده پس از بالا بردن سرعت اتوبوس و حرکت به سمت دره، در را باز کرد و خودش پایین پرید، اما مسعود توفان با تیزهوشی فورا فرمان را در دست گرفت و «شهریار مندنی‌پور» نیز ترمز دستی را کشید تا اتوبوس لب پرتگاه متوقف شود.

مسعود توفان که در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۷۸ در روزنامه «آفتاب امروز» شرح ماجرا را نوشته است، گفته پس از اینکه اتوبوس را متوقف کردند، راننده به اتوبوس بازگشت و ادعا کرد که پیاده شده بود تا زیر اتوبوس سنگ بگذارد. سپس راننده دوباره پشت فرمان می‌نشیند و همان حرکت قبلی را دوباره تکرار می‌کند.

توفان می‌گوید: «بلافاصله پشت فرمان پریدم و آن را چرخاندم. از ترس آنکه پدال گاز زیر پایم باشد جرات فشار دادن آن را نداشتم و بالاخره اتوبوس که یک چرخش به دره افتاده بود، ایستاد.»

همچنین به گفته «مسعود بهنود» روزنامه‌نگاری که در اتوبوس بود، آنها سپس ایستگاه پلیسی که نزدیک محل وقوع حادثه بود را در جریان قرار دادند و مسافران به آنجا منتقل شدند. در این زمان «مصطفی کاظمی» یکی از بازجویان معروف وزارت اطلاعات وارد ماجرا شد و تمام مسافران را به زندان آستارا منتقل کرد. آنجا نویسندگان پس از تهدید و اجبار به تعهد سکوت، آزاد شدند.

در انتهای دهه هفتاد خورشیدی و پس از اوج‌گیری قتل‌های زنجیره‌ای، مسعود توفان ناچار شد تا مانند بسیاری از نویسندگان و روشن‌فکران آن دوره، برای همیشه ایران را ترک کند و حالا در آمریکا زندگی می‌کند.

از مهمترین ترجمه‌های مسعود توفان می‌توان به «آلیس در شگفت‌زار» اشاره کرد. «زبان هست یا است؟»، «آموزش خنده در مرگ شاعر»، «آتش پسانو و یال‌های آتش» و «انحلال سه‌گانه‌های فروید و صوفیان» از دیگر آثار اوست.
 

لطفا یک آدرس ایمیل معتبر وارد کنید