آخرین به روز رسانی
28 نوامبر 2020
سازمان مطبوع
کانون نویسندگان ایران
جنسیت
مرد
قومیت
نامعلوم
مذهب
شیعه
استان
تهران
شغل
خبرنگار
حکم دادگاه
بدون حکم
وضعیت
در تبعید
مقام تعقیب کننده
وزارت اطلاعات
اتهام
نامعلوم
تاریخ تولد
1325/5/28
او بنیانگذار بیش از 20 روزنامه و مجله در ایران بوده که هیچکدام از آنها دیگر منتشر نمیشوند. او دو فرزند به نامهای «بامداد» و «نیما» دارد.
مسعود بهنود در دوران حکومت پهلوی سردبیر روزنامه سراسری «آیندگان» بود که به همراه «کیهان» و «اطلاعات» جزو سه روزنامه اصلی کشور بودند. در دوره حکومت جمهوری اسلامی نیز مسعود بهنود سردبیر مجله «تهران مصور» و یکی از نویسندگان نشریه «آدینه» بود. در ماجرای «اتوبوس ارمنستان» که برنامهای از سوی وزارت اطلاعات ایران برای قتل چندین نویسنده، مترجم و خبرنگار ایرانی بود، مسعود بهنود از جمله مسافران آن اتوبوس بود.
همچنین او سابقه نویسندگی و بازیگری در فیلم «خانه عنکبوت» را دارد.
فیلم خانه عنکبوت به کارگردانی علیرضا داوودنژاد و نویسندگی مشترک علیرضا داوودنژاد و مسعود بهنود در سال 1362 ساخته شد.
مسعود بهنود در کنار بازیگرانی همچون «جمشید مشایخی»، «عزتالله انتظامی» و «داوود رشیدی» در این فیلم نیز بازی کرد. داستان فیلم به ماجرای «برنامه آمریکاییها برای حمله به ایران از طبس» میپرداخت و چهار مردی که از نزدیکان حکومت پهلوی بودند و در ویلایی جمع شدند تا شاهد کودتای آمریکایی باشند. در نهایت و پس از شکست برنامه کودتا، این 4 مرد به جان هم میافتند و یکدیگر را به قتل میرسانند با خودکشی میکنند.
آقای بهنود در سال ۲۰۰۲ به انگلستان مهاجرت کرد و درحال حاضر با شبکه «بیبیسی فارسی» فعالیت میکند. همچنین در مجموعه اینترنتی «هزار داستان با مسعود بهنود» از خاطرهها و داستانهای تاریخ معاصر شنیده نشده ایران میگوید.
پس از آنکه علی خامنهای در سال ۱۳۷۹ که بعضی از مطبوعات را «پایگاه دشمن» خطاب کرد، بسیاری از روزنامهها و نشریات بسته شدند و حدود ۱۵۰۰ روزنامهنگار بیکار شدند. بخشی از روزنامهنگاران به خارج از کشور کوچ کردند و بعضی از آنها نیز در خبرگزاریهای فارسیزبان در اروپا و آمریکا مشغول کار شدند. مسعود بهنود نیز دو سال پس از گفتههای خامنهای در سال ۱۳۸۱ به لندن مهاجرت کرد.
مسعود بهنود در سال ۱۳۴۴ با عضویت در حوزه فیضیه، درسهای طلبگی مقدماتی را آموخت، اما پس از ترک حوزه، حرفه روزنامهنگار را درپیش گرفت و همچنین در رادیو نیز مشغول به کار شد. او از معدود گویندگان رادیو بود که بدون نوشته و بازبینی، حق داشت تا برنامه «راه شب» را اداره کند و در تلویزیون دولتی حکومت پهلوی نیز برنامهساز و مفسر سیاسی حکومت بود.
برنامه رادیویی «راه شب» از اوایل دهه 40 شمسی در رادیو ایران آغاز به کار کرد و پس از انقلاب سال 1357 در ایران هم با مدیریتی جدید ادامه یافت. چهرههای بهنامی مانند «حمید مصدق»، «احمد شاملو» و «حمید عاملی»، قبل از انقلاب در «راه شب» گویندگی کردهاند و «منوچهر نوذری»، «محمد صالحعلاء» و «غلامعلی امیرنوری» هم بعد از انقلاب پشت میکروفون این برنامه نشسته و با مردم سخن گفتهاند.
مسعود بهنود آن زمان از نزدیکترین خبرنگاران به قدرت در دوران پهلوی بود و در ویدیوهای خبری بهجا مانده از آن دوران، مشاهده شده که بهنود جزو معدود خبرنگارانی بوده که در جلسات «هویدا» نخستوزیر و «پرویز ثابتی» رئیس ساواک حضور داشته و اجازه پرسیدن سوال از آنها را داشته است.
یکی از مناقشهبرانگیزترین خاطرات مسعود بهنود، این است که می گوید در تاریخ ۱۶شهریور۱۳۵۷، از طریق ملاقاتی که شب قبلش با بازرگان و امیرانتظام داشته، فهمیده که چه قرار است چه اتفاقاتی روز بعدش رخ دهد. بنابراین تصمیم گرفته تا تصاویر «آیتالله خمینی» را از اعلامیههای سطح خیابان جمعآوری کرده و با پخش این تصاویر در برنامه زنده خودش، برای اولین بار تصویر خمینی را در تلویزیون ایران پخش کند. او ادعا میکند که این کار را با هماهنگی «عظیم جوانروح» و «کاوه گلستان» انجام داده. به گفته بهنود، پس از پخش تصاویر خمینی؛ «یک باره شهر به هوا رفت و در عمرم با همچین صحنه عجیبی روبهرو نشدم. آدمهایی از شدت شوق گریه میکردند.»
طبق ادعای مسعود بهنود، پس از این خبرگزاریهای «لوموند» و «آسوشیتدپرس» خبر پخش تصویر خمینی را برای اولین بار در ایران گزارش کردند. پس از این واقعه «بهشتی» با بهنود تماس میگیرد و میگوید: «کاری بزرگی کردید و ما به نوفل لوشاتو گزارش دادیم و ایشان [خمینی] شما را دعا کرد. شما اگر میخواهید مخفی شوید میتوانیم شرایطش را فراهم کنیم.»
چند سال قبل از مهاجرت به لندن، او به همراه ۲۰ چهره فرهنگی و ادبی کشور با اتوبوس قصد سفر به ارمنستان را داشت. اتوبوسی که البته به دستور مقامات وزارت اطلاعات در آن زمان باید در دره سقوط میکرد.
در تاریخ ۱۶ مرداد ۱۳۷۵، ۲۱ چهره فرهنگی و ادبی کشور قصد سفر به ارمنستان برای تبادل فرهنگی با نویسندگان ارمنستانی و برگزاری جلسات شعر و سخنرانی در این کشور را داشتند. این برنامه به دعوت اتحادیه نویسندگان ارمنستان به مدت سه شب بود.
اما راننده اتوبوس که همکار وزارت اطلاعات بود، در گردنه حیران سرعت اتوبوس را زیاد کرد تا به ته دره برود و خودش نیز لحظه آخر از اتوبوس پایین پرید، اما «مسعود توفان» و «شهریار مندنیپور» اتوبوس را توانستند کنترل کنند و همگی را از مرگ نجات دهند.
«فرج سرکوهی»، نویسنده و منتقد ادبی و یکی از مسافران این اتوبوس در مورد تلاشهای وزارت اطلاعات ایران برای جلوگیری از مسافرت مسعود بهنود به ارمنستان گفته است: «پیش از سفر مسعود بهنود زنگ زد و گفت که در اداره گذرنامه به او گفتهاند ممنوعالخروج است و نباید به سفر برود. او اعتراض کرده بود و گفته بود که تازه از سفر خارج آمده است و ممنوعالخروج نیست. اداره گذرنامه در اختیار وزارت اطلاعات بود. بهنود به من گفت که با آقای مهاجرانی، مشاور رئیسجمهور تماس گرفته است و مهاجرانی گفته است مانعی نیست و کار گذرنامه را درست میکند. تمام راه آقای مسعود بهنود در انتظار رانندهاش بود تا پاسپورت او را بیاورد...»
او از این سفر زنده ماند و تاکنون به فعالیت حرفهای خود در حیطه روزنامهنگاری ادامه داده است.